آدم - تاریخ: 1396/10/1 ساعت: 4:56
حرف مدیر - تاریخ: 1396/10/1 ساعت: 4:56
با سلام خدمت دوستان عزیر ببخشید به علت مشغله ی زیاد نمیتونم زیاد پست بذارم. از این به بعد براتون آیه هایی از انجیل رو میذارم. امیدوارم به بهترین شکل آیه ها رو درک کنید و توی زندگیتون اجرا کنید. آمینبرچسبها: مسیحیت, راه زندگی, مسیح, انجیل + نوشته شده در جمعه ۲۰ مرداد ۱۳۹۶ساعت ۹:۳۶ ب.ظ&nbsp توسط س.ن |
سوالی که برای خیلی از نو کیشان مسیحی بوجود میاد: آیا مسیحیان اجازه دارند پیش از ازدواج روایط جنسی دا - تاریخ: 1396/10/1 ساعت: 4:56
جواب:روابط جنسی خاص زوجی است که پیمان ازدواج بسته اند. در غرب روابط جنسی پیش از ازدواج امری عادی به نظر می رسدحال آنکه این چیزی نیست که مطابق خواست خدا و تعالیممسیحیت باشد. در روابطی این چنین به خدا و دستورات اوتوجه نمی شود و از آنجا که سطحی است و عمق لازم را نداردسریع به سمت و سوی روابط جنسی کشانده...
سوال: آدم نیز مانند مسیح پدر نداشت. آیا او فرزند خدا بود؟ - تاریخ: 1396/10/1 ساعت: 4:56
جواب:مخالفان مسیحیت این سوال را مطرح کرده اند که آدم نیز مانند مسیح پدر نداشت. آیا او فرزند خدا بود؟یک. آدم با مسیح قابل مقایسه نیست. آدم از خاک سرشته و آفریده شد (پیدایش فصل 2 آیه 7). در حالی که مسیح از زن زائیده شد.آدم مرتکب گناه شد و از طریق او گناه وارد جهان گردید. اما مسیح هرگز گناه نکرد. او بر...
چرا باید مسیحی شویم - تاریخ: 1396/10/1 ساعت: 4:56
قسمت اولای خداوند دعای مرا که صمیم قلبم است را بشنو و به جراتی عطا فرما تا پیام تو را به هم زبان ها و هم وطن های خود برسانم به من قدرتی بده تا حرف های مرا بفهمند و درک کنند و ایمان بیاورند عیسی بخاطر گناهان ما مرد و اینکه او از مردگان قیام کرد تا به ما زندگی تازه ای دهد وگفتار من ثمره داشته باشد تا ...
تصمیم برای پذیرفتن مسیح به عنوان نجات دهنده ی خود - تاریخ: 1396/8/5 ساعت: 23:36
"خداوندا، می دانم که به ضّد تو گناه کرده ام و مستحق مجازات می باشم. اما می دانم که عیسی مسیح، مجازاتی را که من شایستۀ آن بودم بر خود گرفت تا من بتوانم بوسیلۀ ایمان به او آمرزیده شوم. از گناه خود توبه میکنم و برای نجات فقط به تو اعتماد میکنم. تو
افکارت را بشور! - تاریخ: 1396/8/5 ساعت: 23:36
مادربزرگی به نوه اش گفت: لطفا من را امروز ببر کلیسا!نوه اش گفت: آخه مادر بزرگ این همه رفتی کلیسا از این همه حرفهایی که شنیدی چقدرشو یادتــه؟مـادر بزرگ یک سبد بهش داد و گفت: برو برایم این سبد را زیر آب بگیر پر آب کن و بیار!نوه خندید وگفت: اینکه